خواب

دوشنبه 1 تیر 1388 08:27 ق.ظ
طبقه بندی:نوشتنی‌ها، 

دیشب خواب ِ عجیبی دیدم ....


قبض و بسط ِ حال و هوای ِ‌ من

پنجشنبه 28 خرداد 1388 11:05 ب.ظ
طبقه بندی:نوشتنی‌ها، 

ـ آدم‌بزرگ‌ها هم خیلی وقت‌ها رفتارهای بی‌منطق انجام می‌دهند. خیلی‌ وقت‌ها را دقت كنید. چرا كه گاهی می‌شود كه ما خیال می‌كنیم بچه‌ترها رفتارهای ِ غیرِ عاقلانه‌شان بیش‌تر است. من البت فكر می‌كنم آدم‌بزرگ‌ها خیلی احمق‌آنه‌تر عمل می‌كنند و میزان ِ خریت‌شان، در نسبت ِ با بچه‌ترها بیش‌تر است. این را گفتم تا توی ِ خاننده هول برت ندارد كه بیش‌تر از هم بچه‌ترها می‌فهمید. نخیر! شاید میزان ِ حماقت ِ تو خیلی بیش‌تر از میزان ِ حماقت ِ برادر یا خواهر ِ كوچك‌ترت باشد.

ـ دست‌م به نوشتن می‌رود و نمی‌رود. مانده‌ام در تناقض ِ نوشتن‌های حرفه‌ای. در این‌كه بتوانم هر هفته برای یك نشریه هزار كلمه در مورد ِ فكر و اندیشه و این‌جور چیزها بنویسم. خیلی دل‌م می‌خواهد درست و درمان بنویسم؛ اما چه‌قدر بتوان‌م‌ش را نمی‌دانم.

ـ حجامت كردم. پنج‌شنبه‌ی پیش و این پنج‌شنبه را حجامت كردم. كار ِ‌ خوبی‌ست. هم طب ِ اسلامی تأییدش می‌كند و هم پزشكی ِ مشكوك ِ جدید. درد ِ آن‌چنانی‌ای هم ندارد. چیزی نزدیك به همان آمپول زدن ِ معمولی كه همه‌مان تجربه‌اش را داریم. خدا را شكر درمان‌گاه‌ها نیز به صورت ِ كاملن به‌داشتی این كار را انجام می‌دهند و اینا. كمی كسالت بود كه امید است خوب شود؛ ان شاء الله.

ـ آدم باید قدم‌ش را محكم بردارد. بردارد و وقتی هم دارد بر می‌دارد دست ِ یك نفر ِ دی‌گر را هم بگیرد و سعی كند او را هم محكم تكان بدهد و راه‌نمایی‌ كند و راه‌نمایی شود. این‌گونه است كه همه چیز رو به راه می‌شود و كار ِ‌ خود ِ آدم راه می‌افتد. به غیر ِ این بعید است كار ِ آدم آن‌گونه كه باید راه بیفتد.

ـ می‌گویند زبیر تا وقتی خوب بود كه پسرش بزرگ نشده بود و به محض ِ این‌كه بزرگ شد، زبیر نیز از راه به در شد.

ـ در قبض‌ هستم چند روزی. وقتی این‌گونه می‌شوم، حسّ جالبی پیدا می‌كنم و زنده خیلی برای‌م متفاوت می‌شود. آرام می‌شوم و كم حرف. از شر و شورم كم‌ می‌شود و بر آرام‌ش‌م، افزون. گاهی حسّ تنبلی‌ام نیز زیاد می‌گردد و نیاز ِ به خواب‌م بیش‌تر می‌شود.

ـ این بحث ِ‌ انتخابات نیز خدا كند تمام بشود زودتر. همه‌ی زنده‌گی‌مان را مختل كرده است. خدا كند وضعیت ِ‌ امتحانات رو به سامان باشد. همه‌ی تلاش‌م را كردم برای درس خواندن و این چند هفته كه باید جمع و جور می‌كردم خواندنی‌ها را، متاسفانه همه چیز به هم ریخت. نمی‌دانم با چه رویی باید بروم سر ِ جلسه‌ی امتحان. با این انتخابات‌شان! (:دی)


استاد پناهیان و احمدی نژاد

یکشنبه 17 خرداد 1388 03:31 ب.ظ
طبقه بندی:نوشتنی‌ها، 

این سخنرانی رو حتمن ِ حتمن گوش بدهید. موضع گیری ِ استاد پناهیان در مورد ِ انتخابات است که در چهارده خرداد ایراد شده است. محور ِ اصلی ِ سخن رانی، پیرامون ِ مواضع ِ آقای احمدی نژاد می باشد.

به این جا رجوع کنید.


سلام بر رفتارهای ِ معمولی

جمعه 15 خرداد 1388 05:57 ب.ظ
طبقه بندی:نوشتنی‌ها، 

 

ـ سلام بر آدم‌هایی كه رفتارهایی معمولی دارند. مثل ِآدم هستند. ادا و اطوار ندارند. می‌نشینند و حساب و كتاب ِ ریاضی‌وار نمی‌كنند. سلام به صمیمیت و معصومیت ِ آدم‌های معمولی. به عشق‌های معمولی. به حر،‌های ِ‌ معمولی و آدم‌های ِ‌ معمولی.

ـ دی‌شب خواب ِ خوبی دیدم. خواب ِ خاصی. این حالی كه ام‌روز دارم البت به خاطر ِ خواب نباید باشد. اما فكر كنم آن خواب نیز بی‌تاثیر نبوده است. این‌كه خواب چه بوده است و چه خوابی دیده‌ام و این‌ها بماند.

ـ ام‌روز به حساب ِ من دو هفته مانده است تا ایام ِ امتحانات. خدا كند بتوانم این ترم را با نمره‌های خوب طی كنم. دعای ِ‌شما نیز ان شاء الله بدرقه‌ی راه باشد. دعا كه می‌كنید؟!

ـ دل‌م برای چفیه بر دوش انداختن تنگ شده است. چفیه‌هامان به گمانم تمام شده باشد. باید بروم و گیر بیاورم و دل را از دل‌تنگی در آورم.

ـ خدا خوب است. خدا خیلی خوب است. خدا خیلی خیلی خوب است. خدا خیلی خیلی خیلی خوب است. خدا .... الحمدلله.

ـ روزهای ِ آخری‌ست كه در خانه‌ی پدرمان هستیم. چیزی نمانده است به زمانی كه باید زنده‌گی‌ ِ مستقلی را با هم‌سر ِ مهربان‌م آغاز كنم.

ـ چه قدر دل‌م می‌خواهد بروم و رهبری را از نزدیك ببینم. دل‌م خیلی تنگ شده است. قفس ِ سینه تنگ شده است و نیاز ِ به آن دارد تا رهبرش را ببوید. از آخرین باری كه خدمت ِ رهبری رسیدیم، خیلی می‌گذرد. چیزی حدود ِ نه ماه. كسی می‌تواند برای‌مان یك دی‌دار هماهنگ كند، خیلی خوب است. می‌توانید؟!

ـ یك نفر هی دارد بیخ ِ‌ گوش‌مان حرف‌های خاصی می‌زند. دارد می‌گوید كه حواس‌ت باشد كه داری بی‌سواد می‌شوی ها. از علم‌آموزی غافل شده‌ای ها. دارد می‌گوید كه كاری كن كه ازدواج‌ت مسیر ِ‌ علم‌آموزی‌ات را هم‌وار كند، نه كُـنْد كـُــنَد. یك نفر دارد می‌گوید این دانش‌گاه ِ آزادی كه می‌روی را رها كن و بنشین و یك جور ِ دی‌گری درس بخوان. ول كن این مسخره‌بازی‌های ِ دانش‌گاهی را. راه‌های ِ دی‌گر و به‌تری برای علم‌آموزی هست كه هم علم دارد و هم اخلاق و هم خیلی چیزهای ِ دی‌گر.

ـ درست همان‌طور كه گفته بودم شد. یك‌هویی نبود. قرار بود پائیز، فصل ِ یكی شدن ِ دوتایی‌ها باشد. قرار بود پائیز ِ یك سال ِ كبیسه این اتفاق بیفتد و ازدواج كنم. سال‌های پیش در همین دنج این را گفته بودم. و همان‌طور شد كه گفتم. الحمدلله.

 


مردها، مظلومان ِ همیشه‌ی تاریخ

شنبه 19 اردیبهشت 1388 11:57 ب.ظ
طبقه بندی:نوشتنی‌ها، 

مردها مظلوم‌ هستند. آن هم خیلی مظلوم. زیر ِ بار ِ نگاه‌ها و سنت‌های غلط دارند له می‌شوند. رفتارهای زنان با مردان سرشار از تحقیر و توهین است. برخوردشان و نگاه‌شان به یك مرد به شدت تحقیرآمیز است. این مظلومیت هم به شدت بایكوت شده است و سعی شده است در نطفه خفه شود. و این بر مظلومیت مضاعف ِ مردان می‌افزاید.

 

1.       در رابطه‌ی جنسی و صیغه كردنِ مرد، مسئله را به نحوی مطرح می‌كنند كه انگار زن در این رابطه به مقصود خود نمی‌رسد و از این رابطه لذت نمی‌برد. در حالی كه خیلی وقت‌ها در ازدواج موقت، زن بیش‌تر از مرد لذت می‌برد. می‌گویند كه مردها برای ارضای ِ خودشان است كه صیغه می‌كنند. این در حالی‌ست كه بنده و خیلی از دوستان ِ بنده شاهد آن بوده‌آند كه زنان پیش‌نهاد دهنده‌ی اصلی ِ خیلی از این رابطه‌ها بوده‌اند.

 

2.       در خرید كالا، رنگ تیره را به بهانه‌ی سنگینی به مرد قالب می‌كنند. وقار و سنگینی مرد را در رنگ‌های تیره تعریف می‌كنند و سیاه و سرمه‌ای و طوسی و خاكستری و غیره را به این بهانه به تن ِ مرد می پوشانند تا مگر او زیبا نشود. خدا نكند مردی لباس ِ روشن بپوشد تا به او انگ و ننگ ِ سوسول بودن و سبك بودن بزنند.

 

3.       تا به حال به تنوع ِ زیاد ِ لباس‌های زنان دقت كرده‌اید؟ كم‌بودِ تنوع در لباس‌های مردان را چه‌طور؟ برای لباس ِ زیر خانوم‌ها هزار مدل طراحی شده است و لباس‌های بالا تنه و پایین تنه‌شان نیز انواع ِ به شدت متفاوتی دارد. حال برای مردان وضعیت برعكس است. شورت ِ مردانه چند مدل داریم؟ پارچه‌ای ِ پاچه‌دار(مامان دوز!!)، پاچه‌دار، یقه هفت(!؟).

 

4.       مرد در نسبت ِ با زن و به عنوان نوكر و خدمت‌كار تعریف می‌شود. مرد برای این خلق شده است تا مایحتاج ِ خانوار را تامین كند، نیازهای عاطفی زن را تامین كند، برای خرج ِ زن و بچه و مراسمات ِ معمول هزینه كند. پس از خرید، وسائل ِ خری‌داری شده را جا به جا كند. كیف ِ خانم‌ها را از دست‌شان بگیرد تا خدای ِ نكرده خسته نشوند و قس علی هذا.

 

5.       خرید ِ عقد نیز از مواقعی‌ست كه مردها مورد ظلم ِ زنان واقع می‌شوند. از وسائلی كه برای مرد می‌خورند چند نمونه را ذكر می‌كنم:

لوازم ِ آرایشی: مهم‌ترین وسائلی كه برای مرد خریداری می‌شود ماشین اصلاح ِ موزر و ژیلت. ارزان‌ترین چیزهایی كه می‌شود برای مرد خرید و خود را خلاص كرد. در خرید این نوع چیزها هم معمولن با مردها مشورت نمی‌كنند و نیازهای‌ش را نمی‌پرسند. هیچ وقت فكر نمی‌كنند كه برای مرد ِ بی‌چاره می‌توان ماشین ِ اصلاح مخصوص خرید كه بتواند اصلاح ِ به‌تر و راحت‌تری داشته باشد و مجبور نباشد با ماشین ِ موزر خود را عذاب دهد. اما خوب چرا ماشین ِ اصلاح ِ خوب خریداری شود!؟ مردها باید با همین ماشین خود را اصلاح كنند و خلاص. اصلن چه معنی دارد یك مرد این همه به خودش برسد؟! این سوسول‌بازی‌ها به مرد نیامده است(مهم‌ترین استدلال ِ زنان همین سوسول شدن ِ مرد است) هیچ وقت در این خرید فكر نمی‌كنند برای مرد به جای ِ ژیلت ِ سه چهار هزار تومانی، ماشین ِ اصلاح ِ مخصوص ِ موهای زائد بخرند. چرا كه معنی ندارد كه این همه هزینه برای مرد باشد. مرد باید به همان ژیلت راضی باشد و تمام!

پوشاك: در خرید پوشام هم همین‌طور است. یك دست كت و شلوار و لباس ِ زیر و یك دست كفش كافی‌ست. در عوض برای خانوم‌ها باید چند دست لباس تهیه شود: لباس ِ نامزدی، كت و دامن، كت و شلوار، مانتو و شلوار، لباس عروس و غیره. این‌جا نیز معنی ندارد برای مرد چند دست لباس بخرند. تا به حال شنیده‌اید برای مرد یك دست كت و شلوار برای مراسم ِ عروسی و یك دست هم برای دوره‌ی نامزدی بخرند؟ اصلن مرد باید همین‌جوری باشد. اگر هم خواست برود با پول ِ‌خودش بخرد.

 

6.       اگر كسی بخواهد برای یك مرد هدیه بخرد و بخواهد از یك زن مشورت بگیرد، فكر می‌كنید آن زن چه پیش‌نهاداتی دارد؟! زیرپوش، شورت(شُـرت) و جوراب مهم‌ترین هدایایی‌ست كه برای یك مرد خریده می‌شود. اضافه كنید به این برای بعضی وقت‌ها، پیراهن‌های ارزان قیمت را. روز پدر فروش این سه نوع پوشاك زیاد می‌شود. این در حالی‌ست كه كم  پیدا می‌شود كه برای مردان گل بخرند. گل خریان فقط در نسبت ِ با زنان است كه تعریف می‌شود.

 

پی‌نوشت: در این متن سعی نشده است همه‌ی موارد ذكر شود. این مطلب البت نمی‌خواهد بگوید كه به خانم‌ها ظلم نمی‌شود؛ بل‌ می‌خواهد گوشه‌هایی از تحقیر ِ مردان توسط ِ زنان را به نمایش بگذارد.


كرم از خود ِ خانم‌هاست

پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388 12:01 ق.ظ
طبقه بندی:نوشتنی‌ها، 

1. پزشكان می‌گویند: «مردها از لحاظ فیزیك ِ بدن برای تك‌همسری درست نشده‌اند.» روان‌شناسان نیز می‌گویند:«مردها تنوع‌طلب هستند و به سمت ِ تنوع و زیبایی‌های مختلف تمایل دارند.»

2. مردها نیاز به رابطه‌ی مكرر جنسی دارند و لذا نیاز به شخص یا اشخاصی دارند كه این نیاز را برطرف كنند.

3. در ایران بسیاری از زن‌ها مخالف تعدد زوجات هستند.

4. در ایران دسته‌ای از زنان هستند كه با آرایش و عشوه در معرض دید ِ عموم ظاهر می‌شوند و خود را می‌آرایند تا دل ببرند. این دسته هر روز در حال بزرگ شدن و بیش‌تر شدن می‌باشد.

5. ظاهر شدن این دسته از زنان، باعث می‌شود تا مردها نیاز به ارتباط را سهل‌تر پاسخ بگویند و اگرچه سعی كنند تا حدی خود را كنترل كنند،‌ در هر حال با افزایش این دسته از زنان تمایل به رابطه پیدا خواهند كرد.

6. در اصل خانم‌ها ار طرفی به به تحریك مردان می‌پردازند و از طرفی نیز به مخالفت با تعدد زوجات و ارتباط مردها با چند زن هستند.

7. مردها چون توسط خانم‌‌ها تشویق می‌شوند، با ساز و كارهایی به سمت ارتباط با چند زن خواهند پرداخت.

8. این‌گونه رفتار زن‌ها كه در كل نوعی تناقض را در رفتارشان عیان و روشن می‌كند به دست ِ خودشان است كه ایجاد شده است. مخالفان ِ چند هم‌سری نباید خود با عشوه و ظاهر شدن ِ آشكار، به تحریك مردها بپردازند.


ازدواج کار ِ خوبی‌ست، اما ...

یکشنبه 6 اردیبهشت 1388 10:18 ق.ظ
طبقه بندی:نوشتنی‌ها، 

ـ طرف هنوز یاد نگرفته‌ است حرف زدن را، بر داشته است قانون درست کرده است که کسی حق ندارد نطق بکشد. از کلِّ لوطی‌گری همین لفاظی‌های‌ش را یاد گرفته است مردک. یکی نیست بیاید بگوید مردکه‌ی نامراد! برای چه این حرف‌ها را از زبان‌ت می‌ریزی رویِ سر ِ ملّت؟ نه می‌فهمد دارد چه می‌گوید نه می‌تواند بفهمد. هر چیزی بالاخره یک حساب و کتابی دارد و یک توانایی‌هایی می‌خواهد. نمی‌شود که صبح ِ علی الطلوع از خواب بی‌دار شوی و ببینی جای‌ت خیس است و غسل کنی و مسیر ِ تاریخ را عوض کنی که. حساب و کتاب دارد. اول و اخر دارد. زمینه می‌خواهد خوب خیلی کارها. کار ِ خلق البت از این حساب و کتاب‌های مسخره دارد ها. وگرنه کار ِ اوستا کریم که از این حساب و کتاب‌ها بر نمی‌دارد. کار ِ اوستا کریم یک چیز ِ دی‌گری‌ست. کار ِ عقل است. آن‌ هم از آن‌ عقل‌های درست و درمون. کار ِ ما کار ِ عقل نیست و وقتی هم که فکر می‌کنیم کار ِ عقل است، می‌دانیم که از این عقل‌های ِ نمی‌دانم چی چی هم است! .... بماند....


ـ این خُـزَعْ‌بلات را نوشتم که خیال نکنی نمی‌توانم این‌جوری بنیوسم. خیال برت ندارد! اگر دست‌ ببریم، همه‌ی عالم را می‌بریم زیر ِ چتر ِ واحد. اما خوب قرار نیست هر وقت دل‌مان خواست همه را آدم کنیم که. آدم شدن به زور و جبر نیست. قد بلند شدن، به فقط کشیدن ِ تن نیست. خیلی وقت‌ها باید وقت‌ش برسد تا بشود کاری پیش برد. هنوز هم وقت‌ ِ آدم شدنِ خلق الله نرسیده است. دست ِ خودشان هم هست ها. اما خب نمی فهمند. اکثرهم لایعقلون و لایشعرون را که می‌توانی ترجمه کنی؟!

ـ این روزها را درست کرده‌اند برای کار کردن. نه خوابیدن. گیرم که می‌گویند بهار است و می‌چسبد بخوابی. چه دخلی دارد به تو؟! تو کار ِ خودت را بکن. یعنی همان کاری که خدا گفته است بکن. روزها را نخواب.شب را بگذار برای خواب. دکترها و بقیه را هم بی‌خیال. یک چیزهایی می‌گویند خب. بعضی وقت ها درست در میآید و بعضی وقت‌ها هم غلط. نمی‌شود اعتماد کرد به‌شان. حرف ِ تجربه است دی‌گر. دارو را روی ِ شونصد نفر امتحان می‌کنند و قاعده‌ی کلی می‌دهند که این داروی خوبی است. بعد، شانس می‌زند و تو می‌شوی همان شونصد و یکمین نفر و دارو روی تو جواب نمی‌دهد. تجربه است دی‌گر. جواب نمی‌دهد.

ـ کلن ازدواج کار ِ خوبی‌ست. اما از ازدواج به‌تر، آدم شدن است.


  • تعداد صفحات :78
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


irLearn.com

دست‌نوشته‌های یك دانش‌جو/طلبه


”"