تبلیغات
وب‌نوشت دنج - متفلسفانه!
یکشنبه 24 اردیبهشت 1385  03:05 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: هابیل
نوع مطلب: مصرع سوم ،

نه این كه فكر كنید می‌خوام كلاس بذارم. نه. می‌خوام یه حقیقت رو بگم. من این دو تا شعرك‌های آخری رو خیلی حرفه‌ای می‌دونم. یعنی نه هر كسی می‌تونه از این شعرك‌ها بگه و نه هر كسی می‌تونه این دو تا رو ببینه. این رو برای خاطر این گفتم كه یه دفعه اگه متوجه معانی اشعار نشدید، خوتون رو سرزنش نكنید و احیانا برید و خدكشی كنید. نه لازم به خودكشی نیست. این دو شعرك چند تا نكته‌ی فلسفی داره. مثلا در مورد شعرك "محال" .

اونایی كه فلسفه‌ی اسلامی خوندن، می‌دونند كه "واجب" سه نوع داریم. واجب الجود كه خداست. واجب بالغیر مثل انسان‌ها و واجب بالنسبه الی الغیر كه نسبی هست. ممكن هم همین‌طور. پس با این توضیح مختصر و موجز، خطاب "تو" در اول به یك انسان هست.

من البته از توضیح دادن در مورد مطالبم زیاد خوشم نمی‌آد. اما این دفعه رو برای جلوگیری از چند تا خودكشی احتمالی، مجبور شدم توضیح بدهم.

دعا كنید چند تا (مثلا پنجاه تا !!!) از این نمونه‌ها بتونم بگم و بچاپم. اگه بشه، بد می‌تركونه. دعا كنید. (بدو دیگه. دعا كن دیگه. وا!!!)

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد