تبلیغات
وب‌نوشت دنج - رباعیات 8
سه شنبه 3 مرداد 1385  09:07 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: هابیل
نوع مطلب: مصرع سوم ،

 

56

ما آمده‌ایم تا كه آدم بشویم

تا پیرو پیغمبر خاتم بشویم

باید كه همانند همان شیرازی

ما طالب جامِ‌ جان‌‌نما، جم بشویم

57

ما آمده‌ایم عاشقِ او بشویم

گاه عاشق چشم و خال و ابرو بشویم

ما آمده‌ایم تا پریشان باشیم

چون زمزمه‌ی باد، چو گیسو باشیم

58

خواندم دو سه آیه از همین دفتر تو

از این همه‌ زندگانی محشر تو

بعد از دو سه بار با خودم درگیری

گفتم كه چقدر خوشگل است دخترِ تو!

59

انگار دلم دوباره باران خواهد

این خانه‌‌ی مه‌گرفته باران خواهد

انگار دوباره گریه باید بکنم

این سینه‌ی آتش‌زده، باران خواهد

60

من خواستگاری زنم خواهم رفت

من در پی همراهِ خودم خواهم رفت

چندی شده دنبال کسی می‌گردم

با همسفرم به خانه‌ام خواهم رفت

61

یك ماهِ عسل، خدا نصیبت بكند

یك همسر خوب را رفیقت بكند

من با همه‌ی بی‌كسی‌ام می‌گویم

یك دختر خوب را شفیقت بكند

62

این دفتر و دفترچه‌ی تو نیست مگر؟

در صفحه‌ی آخرش مگر چیست مگر؟

تو این همه به دفتر خود می‌نازی

در صفحه‌ی آخرش خطِ کیست مگر؟

63

من یار ندیده عاشق یار شدم

در عشق چنین یار گرفتار شدم

من در پی آن یارِ ندیده مستم

من ـ یك پسر ساده ـ گنه‌كار شدم

 

م.سكوت

 

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد