تبلیغات
وب‌نوشت دنج - نویسنده ی مهمان 4
دوشنبه 30 مرداد 1385  11:08 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 30 مرداد 1385 08:08 ق.ظ
نوع مطلب: نوشتنی‌ها ،

تقدیم به واجب الوجود

تعالی شانه

من اصالت وجودم را از همراهی با تو دارم. بی یاد تو هاله ی موجم، هیچم، با تو در اوجم، همه چیزم. من می خواهم موجودات ذهنی ام، مفاهیم، همه مصداق شوند. همه اعیان موجوده شوند. ای کاش، همه به حصه ی عشق اضافه شوند. ولی نه قیدی بماند، نه تقییدی، نه تقیدی. همه چیز در رهایی معنا شود. اصلا بی قالب شوم. حد ماهیت را بشکنم، همه وجود شوم. آن قدر وجود که در ظرف ذهن نگنجم، در باور نیایم، در خیال ننشینم. واسطه ی میان مفاهیم و مصادیق تو باشی. وقتی می خواهم در خارج هم محقق شوم، موضوع من تو باشی، جوهره ی وجودم خودت شوی. عارض بر تو باشم، ولی سر بارت نباشم. لغیره، فی غیره، بغیره اگر هستم مرجع ضمیر تو باشی. تشکیک وجود چه می خواهد بگوید غیر از این که ما بخشی از تو هستیم. روح توست که در ما ساری و جاری است، ما روح به گل نشسته ی تو هستیم. ما را محو جمال جمیل خود کن. منک اطلب الوصول الیک، فاهدنی بنور عزک علیک.

 

مسیح

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد