تبلیغات
وب‌نوشت دنج - شعر
یکشنبه 30 مهر 1385  06:10 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 30 مهر 1385 07:10 ق.ظ
توسط: هابیل
نوع مطلب: مصرع سوم ،

 

نمی‌تونم شعر بگم. یه چند بیت می‌گم و دیگه نمی‌تونم ادامه بدم. برای همین این شعر رو از «نجمه زارع» براتون می‌ذارم تا خالی از عریضه نباشه این قسمت ادبیات:

 

تو نیستی و این در و دیوار هیچ‌وقت...
غیر از تو من به هیچ‌کس انگار هیچ‌وقت...
این‌جا دلم برای تو هِی شور می‌زند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت...
اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمی‌شود، اخبار هیچ‌وقت...
حیفند روزهای جوانی، نمی‌شوند
این روزها دو مرتبه تکرار هیچ‌وقت
من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بوده‌ام برات سزاوار؟... هیچ‌وقت!
بگذار من شکسته شوم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچ‌وقت...

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد