تبلیغات
وب‌نوشت دنج - دو ساعتی‌ که ...
دوشنبه 1 آبان 1385  04:10 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 1 آبان 1385 06:10 ق.ظ
توسط: هابیل
نوع مطلب: مصرع سوم ،

خیلی قشنگ نیست. احتیاج به یه ذره چوب‌كاری هم داره. اما تا داغه می‌ذارمش:

«دو ساعت»

دو ساعتی‌ست كه درگیر یك غزل شده‌ام

اسیر چهره‌ی محبوب این محل شده‌ام

دو ساعتی‌ست كه دنبالِ شعر و افسونم

برای دل‌بری از تو كمی دََغَل شده‌ام

دو ساعتی‌ست كه حسّم كمی ترك خورده‌ست

دچار زلزله‌ای روی دل ـ گسل ـ شده‌ام

دو ساعتی‌ست كه اسم مرا تو می‌دانی

گمان كنم كه برایت كمی مَثَل شده‌ام

دو ساعتی‌ست كه ... ـ گمانم دقیقه‌ای هم نیست ـ

میان چشمِ سیاهِ توام كه حل شده‌ام

م.سكوت

1 آبان‌ماه 85 ـ 4:15

 

 

 

 

 

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد