ـ من ایران را خیلی دوست دارم. همین خیابانهای كثیفاش را
كه كنارش میشود بطریهای خالی نوشابه را به راحتی پیدا كرد. همین كوچههای تاریك
و تنگِ طهران را كه وقتی بچهتر بودم توی جوبهایش كرم پیدا میكردم. همین سادهگی
و صمیمیت آدمهایش. همین كه وقتی تو را دوست دارند نمیتوانند عكس العملی نشان
دهند و در درونشان غوغایی میشود. همین كه دوست دارند هی آدم را ماچ كنند. همین
كه دنبال بهانه میگردند تا بهشان محبت شود. همین كه .... ـ امروز وقتی داشتم میآدم سمت خانه، چند نفر داشتند سیگار
میكشیدند. بوی سیگار هوش از سرم برد. ـ احساس میكنم مهمان هستم و میزبان خوبی دارم و مهمان خوبی
نیستم! ـ دخترها خیلی پاكاند. خیلیهایی را كه میبینم دوستشان
دارم و محبتشان در دلم قرار میگیرد و دوست دارم چند كلامی حرف بزنم و حرف بزند و
حرف بشنویم. ـ حافظ را باز كردم، این آمد: از دیده خون دل همه بر روی
ماه رود/ بر روی ما زد دیده چه گویم چهها رود
تبلیغات

