بعضیها با دیگران در "گیرند". بعضیها نیز با دیگران
"درگیرند". بعضیها اما در خود گیرند و دچار بیماری "خودكُنی"
هستند. "خودكُنی" یعنی اینكه تو بترسی به تو گیر دهند و برای همین
خودت به خودت گیر بدهی و "خودكُنی" كُنی. وقتی كسی را نداشته باشی كه به تو گیر دهد و كسی را هم
نداشته باشی كه جرأت كنی به آن گیر بدهی، به خودت گیر میدهی و خودكنی میكنی. خودكنی
با خودخوری فرق دارد. فرقاش نیز سادهست. برای پسرها البت، شاید سادهتر. در
خودخوری، تو خودت را میخوری و از وجودت برای وجودت هزینه می:نی. اما در خودكنی،
تو خودت را .... بعضی وقتها خودكنی بد هم نیست؛ لازم نیز هست. مثل خودخوری
نیست كه همیشه بد است. مثل خودزنی نیست كه سخت باشد و نیاز به دیگری داشته باشد.
تو میتوانی خودكنی كنی و در تنهایی این كار را انجام بدهی. تو میتوانی با خودت
هر چه بخواهی بكنی. "هرچه" را Bold بخوانید! ...................................................... پسنگار یكم: دوست دارم دنج را برای یك مدتی تعطیل كنم و
بروم رد كارم .... دوست دارم در یك فضای دیگری بنویسم .... هاست هم گرفتهام ....
امام بلد نیستم سایت راه بیندازم ....
تبلیغات

