پیشنگار: رُك باشیم بهتر از این
كه سر در خشتك كنیم و بخاهیم خودمان را گول بزنیم با گولزنكهایی كه برای خودمان
علم كردهایم این روزها را باور كنیم! الف) بیست و چهارم شهریور تولد من بود! دو نفر بیشتر تبریك
نگفتند .... شاید هم مهم نبود برای من كه كسی به من تبریك بگوید.
اما خوب برای بقیه باید فرق كند خیلی چیزهایی كه خیلی وقتها خودشان خیلی مهم نیستند
و حاشیههایشان خیلی مهم است. یكی هم بیست و پنجم شهریور، یعنی یك روز بعد از
تولد هدیهای داد كه ندادنش با دادنش خیلی فرق نمیكرد شاید. من ترجیح میدهم وقتی
قرار است به یس هدیه بدهم، برایاش وقت بگذارم و در فرصتی خاص كه برای او گذاشتهام
هدیهام را به او بدهم. نه وقتی دارم سر راه میروم، دست كنم توی كیفام و هدیهای
به او بدهم! مسخره است آدمكنمایی كه آدم حسابات نكرده و هر چه پیامك داده بودی
تا هدیهی تولدش را برایاش ارسال كنی، حالا بیاید و مثلن از تو خوششآمده، خودش
را خالی كند و با هدیهای بخاهد وجداناش را خفه كند! هدیه را همانجوری كه آمده
بود، گذاشتماش یك جایی برای وقتی كه دیدم میشود آفتابندیدهها را آفتابی كرد .... ب) ترافیك و دستانداز و خیابانهایی با اسفالتی خراب، خیلی
خوب است. برای اینكه اگر اینها نباشد، موتورها و ماشینها پدر مردم را در میآورند.
تبلیغات 
