جمعه 15 آذر 1387 01:04 ب.ظ ویرایش: سه شنبه 19 آذر 1387 11:58 ب.ظ
نوع مطلب: نوشتنیها ،
امروز آدینهست. سرم درد میكند. نه از آن سردردهای مدرن. از همان سردردهای خیلی سنّتی كه آدم لذّت میبرد از آن و نمیخواهد نبودش را. از آن سردردهای سنّتی كه مزاحم ِ فعالیتهای تو نیست و بل كمك میكند به بــِه بودن. از همان سردردهای شاعرانه كه تا نباشد، شعری نیست. از همان سردردهای شاعرانه كه بعضیها برای داشتنش، به سیگار متوسل میشوند و خیال میكنند دارندش. این وقتهاست كه آدم دوست دارد دراز بكشد و شعر بخواند و بعضی وقتها مستی كند با متنها. بنویسد. كــِرم بریزد به بغلدستیاش.(اگر بغلدستیای باشد البت) دوست دارد الكی بهانه بگیرد و شكوه كند از همه چیز. این وقتهاست، كه غذا واقعن طعم ِ دیگری دارد. نصفهنیمه شد این متن. به همان دلایلی كه در همین مطلب بگفتم دیگر.
تبلیغات

