بازیهای بچهگانه و جمعی، زیاد دیدهای به حتم. بچهها با
آن حرفشان را به هم میزنند. یعنی وقتی بچهها میخواهند حرفشان را بزنند، بازی
میكنند. دختركها، خالهبازی میكنند و جای ِ پدر و مادر و بچه، قرار میگیرند
و حرفشان را به هم میزنند. با بازی! آدم، بزرگتر كه میشود هم بازی میكند. مثلن برای كسی كه
دوستاش دارد. به دوستاش میگوید: بیا برویم پارك. حضرت ِ دوست هم بازی در میآورد
و میگوید: نمیآیم. نه اینكه نخواهد بیاید ها. دوست دارد. اما نمیگوید. بازی در
میآورد. تو هم میدانی دارد بازی در میآورد. برای همین باز از او میخواهی بیاید
و یا اینكه به او میگویی: "نیاى خودم تنها میروم." "تنها"
را هم محكم میگویی تا بداند با كسی نمیروی. بعد هم آخر ِ كار با هم میروید
پارك. دو نفری. بازی كردن همیشه هست. برای ِ زدن ِ حرفهایی كه نمیشود خیلی
تابلو گفتِشان. نترس. بازی كن. همه میدانند داری چه میكنی. خجالت نكش. بازی
كن. آن هم دست ِ جمعی!
- دنبالک ها:شمارهی یك ،شمارهی دو ،شمارهی سه ،شمارهی چهار ،
تبلیغات

