جمعه 7 فروردین 1388  01:22 ب.ظ    ویرایش: شنبه 8 فروردین 1388 11:38 ب.ظ
نوع مطلب: نوشتنی‌ها ،

ـ ازدواج كردن هم كار جالبی‌ست. مخصوصن وقتی با كسی ازدواج كنی كه فاصله‌ی خانه‌اش تا فاصله‌ی خانه‌ی شما كم‌تر از شصت ثانیه است. با كسی كه سه پلاك با خانه‌شان فاصله داری. با كسی كه هر وقت اراده كنی می‌توانی در كم‌ترین زمان،‌درِ خانه‌شان را بزنی.

ـ این روزها روزهای سخت و خاصی‌ست. روزهایی كه هنوز تو در خانه‌تان هستی و او نیز در خانه‌شان. هنوز سر ِ پای خودت نیستی و اختیاردار ِ‌ مِـلك و برنامه‌ات نشدی. تا وقتی كه مراسمِ دامادی برگزار شود و بروی سر ِ‌ خانه و زنده‌گی ِ‌ خودت.

ـ متاسفانه از اصطلاحات رایج و اشتباهی كه وجود دارد، یكی‌اش همین اصطلاح ِ‌ "عروسی‌" است. مراسمی كه خرج‌اش پای ِ‌ داماد است و چون دارد عروس را می‌برد خانه‌ی خودش، افتخارش نیز برای داماد است. مراسمی كه داماد برگزار می‌كند تا بگوید كه مالك ِ زنده‌گی خودش شده است و از این به بعد اختیاردار ِ زنده‌گی ِ‌ خودش شده است. اگر چه با صد بار عروسی عروسی گفتن، مشكلی ایجاد نمی‌شود، اما باید اصلاح كرد. نمی‌دانم. اما شاید دامادهای قدیم، برای دل‌خوش كردن ِ‌ عروس‌ها و لی لی به لا لا گذاشتن ِ عروس، آمده‌اند و به مراسم ِ‌ دامادی گفته‌اند مراسم ِ عروسی. با این نون‌های‌شان.

ـ زیاد نباید برای هر چیزی معطل كرد. بعضی وقت‌ها شتاب خیلی لازم است. آدم‌ها در زمانِ‌ كم است كه جوهره‌ی وجودی‌شان شناخته می‌شود و می‌توانی بشناسی‌شان. وگرنه در زمان ِ‌ وسیع كه خیلی‌ها می‌دانند چه بكنند.

ـ احترام ِ‌ هر كسی دست ِ خودش است. یعنی خیلی از احترام‌اش دست ِ خودش است. خیلی‌ها با جیغ و داد كردن و یقه پاره كردن می‌خواهند برای خودشان احترام بخرند و خیلی وقت‌ها هم نمی‌توانند و باعث ِ‌بی‌احترامی به خودشان می‌شوند. در صورتی كه اگر به دی‌گران احترام بگذارند و در كار ِ دی‌گران دخالت نكنند و حدّ خود را بشناسند، بیش‌تر مورد احترام واقع می‌شوند تا با لاطائلات بافتن‌ها و دهن‌درّه‌گی‌ها.

ـ ان شاء الله فردا مشهدیم. من و بانو. اگر چه می‌شد خیلی به‌تر و بیش‌تر می‌رفتیم زیارت و نگذاشتند، اما باز خوب است. ان شاء الله سفر ِ پر خیر و بركتی باشد. دعا كنیدمان.

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد