ـ خیلی خوب است آدم تكیلف خودش را بداند. وقتی تكلیف خودت را میدانی، میتوانی بنشینی و برای ِ اینكه تكلیفت را انجام بدهی برنامه بریزی و از خدای هم بخواهی تا كمكت كند. اینجاست كه حیرتِ سبز برت میدارد. اما وای به حال ِ وقتی كه ندانی چه كاره هستی و باید چه كنی و وظیفهات چیست. اینجاست كه آدمی وا میماند و حیرت ِ سیاه برش میدارد. حیرت سبز، ناشی از عقل است و حیرت ِ سیاه، ناشی از جهل. ـ سعی كنید سالم بمانید. یعنی نگذارید این دنیای ِ واهی عوضتان كند. نه عوضتان كند و نه عوضی. بگذارید آكبند بماند رفتارهایتان و وقت ِ ازدواج، یك آدمی باشید كه تازه میخواهد خیلی تجربهها را بكند. اگر بگذارید برای همان وقت، شیرینیاش میماند زیر لبتان و میشود پایهی خوبی برای زندهگی. از ما گفتن بود. ـ این موسیقی ِ فیلم ِ خیلی دور خیلی نزدیك را خریدهایم و هی گوش میدهیم. خیلی دلچسب است. شما هم گوش بدهید. ـ دارم خرج و مخارجی را كه عرف ِ جامعه برای مراسم ازدواج هزینه میكند، لیست میكنم تا بعدتر در اختیار جامعه قرار بدهم. بعد ببینم خود ِ جامعه چه قدر شعورش میرسد تا از اینها كم كند و باعث شود، بعضیهایی كه كمتر پول دارند بتوانند ازدواج كنند. یك مشت سنت و رسم و رسوم ِ مسخره كه برای نمایش دادن درست شدهاند. ـ باید كمی عقل ِ معاشمان را درگیر كنیم. خدا كمك كند زندهگیمان بر حساب و كتاب ِ الهی استوار باشد و بركت و رزق و روزی ِ زیاد نصیبمان شود. آمین! ـ استاد جاودان را خیلی میخواهم. دوستش دارم. قبولش دارم. استاد جاودان و استاد پناهیان، دو نفری هستند كه خیلی خیلی قبولشان دارم.
تبلیغات 
