ـ این خُـزَعْبلات را نوشتم که خیال نکنی نمیتوانم اینجوری بنیوسم. خیال برت ندارد! اگر دست ببریم، همهی عالم را میبریم زیر ِ چتر ِ واحد. اما خوب قرار نیست هر وقت دلمان خواست همه را آدم کنیم که. آدم شدن به زور و جبر نیست. قد بلند شدن، به فقط کشیدن ِ تن نیست. خیلی وقتها باید وقتش برسد تا بشود کاری پیش برد. هنوز هم وقت ِ آدم شدنِ خلق الله نرسیده است. دست ِ خودشان هم هست ها. اما خب نمی فهمند. اکثرهم لایعقلون و لایشعرون را که میتوانی ترجمه کنی؟!
ـ این روزها را درست کردهاند برای کار کردن. نه خوابیدن. گیرم که میگویند بهار است و میچسبد بخوابی. چه دخلی دارد به تو؟! تو کار ِ خودت را بکن. یعنی همان کاری که خدا گفته است بکن. روزها را نخواب.شب را بگذار برای خواب. دکترها و بقیه را هم بیخیال. یک چیزهایی میگویند خب. بعضی وقت ها درست در میآید و بعضی وقتها هم غلط. نمیشود اعتماد کرد بهشان. حرف ِ تجربه است دیگر. دارو را روی ِ شونصد نفر امتحان میکنند و قاعدهی کلی میدهند که این داروی خوبی است. بعد، شانس میزند و تو میشوی همان شونصد و یکمین نفر و دارو روی تو جواب نمیدهد. تجربه است دیگر. جواب نمیدهد.
ـ کلن ازدواج کار ِ خوبیست. اما از ازدواج بهتر، آدم شدن است.
تبلیغات

