تبلیغات
وب‌نوشت دنج - عشق ِ محیط‌های بسته‌تر و خصوصی‌تر
پنجشنبه 27 خرداد 1389  12:23 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 27 خرداد 1389 12:29 ق.ظ
توسط: هابیل
نوع مطلب: نوشتنی‌ها ،

یعنی یك‌جورهایی از محیط‌های باز خوش‌م نمی‌آید. نمی‌توانم حرف بزنم. نمی‌توان‌م تمركز كنم و حرف‌های درون‌مایه را بیرون‌ریزی كنم. همان موقع كه حجره داشتیم، پستوی ِ حجره را بیش‌تر می‌پسندیدم. پستوی حجره‌ای كه پرده‌اش هم انداخته بودند و من بودم و خدا. دراز می‌كشیدم كتاب می‌خواندم. درس می‌خواندم. فكر می‌كردم؛ و چه‌قدر آن‌سالی كه حجره‌مان خلوت بود فكر كردم. چه قدر شعر نوشتم. چه قدر حرف زدم با این و آن. چون پستوی حجره، محیط باز نبود. بسته بود. دیوار داشت. توی پارك نمی‌شود حرف زد. همین‌طور هم توی سالن.

بعضی وقت‌ها البت راه رفتن راه ِ چاره است. این هم‌مسیری برای‌م لذت بخش بوده و هست. یادم نمی‌رود كه یك سال و نیم، و شاید بیش‌تر را از خیابان وصال شیرازی تا میدان بهارستان پیاده می‌آمدیم. سه نفره و خیلی وقت‌ها دو نفره. ابوریحان را می‌انداختیم پایین و می‌افتادیم توی صراط ِ مستقیم و یك‌طرفه‌ی جمهوری ِ‌ اسلامی! كه البت یك خط ِ ویژه‌ و خاص هم خلاف جهت می‌آمد همیشه! راه می‌رفتیم و می‌رفتیم. از همه چیز می‌گفتیم. از این‌كه یك روز سفارت روباه پیر را بگیریم و این دوربین‌های خوش‌گل را دو در كنیم، تا در باره‌ی موسیقی و زنده‌گی و رفتار پدر و مادر و شعر و ...

یا یادم نمی‌رود سوم دبیرستان را كه از خیابان جعفرآباد سر پل ِ تجریش را تا وسط‌های فرمانیه پیاده می‌رفتیم و بعدتر اگر مسیر و صحبت گل می‌گرفت، تا نیاوران می‌رفتیم و بعضی وقت‌ها هم همین راه را برمی‌گشتیم. با یكی دو نفر و اغلب هم،‌ دو نفر. كلن این دو نفره بودن خیلی به‌تر است از سه نفره بودن.

یا خیلی چیزهای دیگر.

محیط‌های بسته را بیش‌تر دوست دارم. گودو خوبی‌اش این است كه چون میز‌های‌ش كوچك است، آدم‌ها نزدیك‌تر به هم می‌نشینند. صورت‌ها نزدیك‌تر به هم هستند. آدم‌،‌ این حسِّ بسته بودن را بیش‌تر می‌فهمد. گاهی هم كه خسته شد می شود كمی خود را كشید و خلاص. محیط تاریك‌تر و بسته‌تری‌ست این گودونسبت به این كافه‌هایی كه رفته‌ام. خیلی فرق دارد! بسته‌ بودن‌ش و خصوصی بودن‌ش خیلی خوب است.

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد