متن هایی که هنوز فرصت ویرایش و پیرایشش را نداشته ام ........................................... ـ از
همان وقتی كه فهمیدیم مكه و مدینه و حج و اینها یعنی چه، دعا میكردم كه قسمتم
شود. بارها و بارها. مادرم هم همیشه دعا میكرد كه ان شاء الله با زنت بروی و من
در میآمدم كه درست دعا كند و مگر چه عیب دارد آدم یك بار مجردی برود و یك بار هم
با همسرش و مادر راضی نبود ته ِ دلش. همانگونه هم شد و سالگرد ِ اول ِ ازدواجمان،
قرین شد با همین عمرهی مفردهی متأهلی. یعنی بیست و هفتم تیرماه هزار و سیصد و
هشتاد و نه شمسی تا هشتم ِ مرداد ِ همان سال ِ شمسی. توی شعبان. ـ
بانو، همسر، زن، همراه یا هر چه، مایهی سفر بود و همراهیاش غنیمتی بود برایم.
بیتعارف و بیهیچ تكلّفی و منّتی. بیست و یكروز را هر رو با هم بودیم و همه جا
با هم رفتیم و خلاصه ماه ِ عسل ِ مجددی بود. دستها گره میزدیم و البت بهمان
فهمانده بودند كه عربستان پارك ِ لاله نیست و اینجا بد میدانند دستها را گره
بزنید و غیره كه ما خیلی رعایت كردیم. كاروانمان هم تقریبا همه متاهل بودند جز
چهار پنج دخترك كه به ضرب و زوری جا شده بودند و آمده بودند. چون عربستان منع كرده
است كه دخترهای مجرد بیایند و اینها نیز با بهانهی اینكه مدیر كاروان دایی و
عمو و غیره است توانستهاند زیرسیبیلی، حاجیه خانوم شوند. ـ یعنی
من مدلم اینطور است كه وقتی میخواهم بروم جای جدیدی و شهری و برّی و روستایی،
یك نقشه میگیرم و هی براندازش میكنم و بالا و پایین میكنم تا بفهمم كجای ِ ارض
دارم راه میروم. بعدتر هم ولو میشوم توی روستا و شهر و از این طرف به آن طرف ِ
شهر و پیاده روی و دیدن ِ آدمها كه از همه چیز مهمتر هستند و باقی. این شفر ِ
عمره و اینهایی را هم كه رفتیم اولش همینطور شد. اطلس مكه و مدینه را اول
گذاشتم توی كیف كه فراموش نكنم و بعدش ساك را بستیم و راهی شدیم. به قائدهی من
باید همان كارهایی كه میكردم را انجام میدادم و پیش میرفتم. اما از بس این سفر
را خاص كرده بودند برایم(كه البت خاص هم بود) كه گفتیم مبادی ِ آداب و اینها باشیم
و هر چه استاد ازل گفت بگو را بگوییم. حال آنكه وقتی مدینهگردی و مدینهمانی
تمام شد و قصد ِ مكه رفتیم، میتوانم بگویم تنها جایی را كه به رسم ِ خودم رفتم و
حالی مشاعف هم بردم، روضهی منوره بود و بقیع. باقی را دیگر چون در حال ِ خودم
نبودم و آداب سفر ِ خویش رعایت نكرده بودم، زیاد نچسبید. ....................................... ادامه دارد
تبلیغات

